اوراسیای کبیر جامع ترین مرکز آموزش و دانستنی ها

این وبی است کلهم آموزشی ، هر آنچه آموخته و تحقیق و یادداشت کرده ام برای شما شرح بیان میکنم. فایلهای آن را برای ثبت نیز آماده کرده ام.

سه شنبه ۰۶ فروردین ۹۸

عید نوروز مبارک ، هم به ترکی و هم به عربی

نویسنده: اشکان ارشادی 

سال نو بر همه مبارک.

عیدکم سعید.

ینی ائل مبارک اولسون. بو تازا ائلی مبارک اولسون. کرمانشاهدان مبارک دئییرم.



این رو ببینید چقدر شبیه دختر کوردی اس که.....


نویسنده و دردل کننده : اشکان ارشادی 
این دو عکس چقدر شبیه پرشنگ من است.
در وصفش سرودم : 
که بردی دلم را چو آفتاب پرشنگ 
                   تو بودی که کردی عِراقی چه پر رنگ 
مرا تا شَنیدن ببودی که ترکی 

                    بباید  که  زیبا  جوزلسن که  کردی 
هَمش بر یکی باش نَظر کن به جانم 
                                 که ما در باغها  یکی  در به  خانم 





اویغوریم آغلاما

اویغوریم آغلاما

نویسنده : اشکان ارشادی از کرمانشاه
اویغوریم آغلاما 



اویغور ، بیری آدلاردان ترکلر وار. اسکى دن تا ایندی چینده سکونت واردیلر یانی بو یئر اویغورتورپاخی ایمیش ولی ایندی ، چین حرامزاده لاری ایچین اویغور پیس رفتاری ائلدیلر.
بیلیرم که چینی لر روحین سیندیرماخ اتدیلر. اگر ترکلر بیر آز غیرت خرجله اتدیلر و اجناسلار چینی آلمادیلر و قورچی لر اعزام ائلدیلر ، اُ وختا چین بیلیرمدی کئ اویغوره ظلم ائلدی.
بوتون اویغورلر ترکلردن وار و گرح دن مواظبت اتدی. بوتون اویغورلر روح و روان چوخ عجیب سولمایایدی. 
قسمت اولایدی کاشغره و یا همان قشقه شهره قورول ایسته اولدی. 
صبر ائله ، دوز ائله اویغوریم.
همه می دانند که :
ترک آروادلاری چوخ جوزل دی. اویغوریم سن عشقیمسن ، روحوم سن ، بدنیمسن ، هاموسی .....
من ترکستان شرقی چوخ سئویرم.








بو چین کئ اکنون هامو قدرت واردی ، اصلی چین وارمادی بلکه ماچین دی. چین همان شه رقی ترکستان وار.
فردوسی دئدیر : ورا کرد سالار ترکان و چینیان ، تور را دئدیردى.
قسم آلاهه یاد ائلم که گونی ، ترکلر برنده و سالار اولاردی. و اُ چاغ که بیز برنده اولاخ باشگا ترکلر آزاد اولوردی. امیده اُ گون سایماق ائلم.
ای مسلمانلار ؛ زحمت سیز اویغورلر دعا ائله. اگر مسلم قانی ایچرده بدنین واردی دعا ائله.
من چوخ وارام که آریالار تارخیندا ، کاشغر و تورفان و ختن و ... آریایی تعریف ائلدیلر ولی برابرده ظلم چینی لر سکوت اتدیلردی. اویغور سوداش من وار ، من وطنداشی وار. اویغور اصیل دی. 
من مشغول اولدوم تا موردده اویغورچه دیلی کیتاب یازدیم ؛ انشاءالله بئش ائل زحمت ایسترم تا بونا یازم.

بیر گون ، بیر کیشی پیغمبردن سوروشدی

نویسنده : اشکان ارشادی 
بیر گون ، بیر کیشی پیغمبردن سوروشدی : نه کسی ؟ یاخلیشیق ائلم؟ کئ چوخ ثواب واردی؟
پیغمبر ص دئدى: بیرنجى : آنایین ، ایکینجی : آنایین ، اؤچونجو : آنایین ، دؤردونجو : آتایین.
سورا ، بو بیلسن که آنا مهم دی. بهشت آلتی آیاخی آنالار وار. 

فروردین ماهی

فروردین 
نوزاد طبیعت 
سمبل : قوچ 
شعار: من هستم 
ستاره حاکم : مارس همان مریخ 
عنصر وجود : آتش 
شخصیت : کاردینال 
فلز وجود : آهن 
سنگ خوش یمن : الماس یا یاقوت 
رنگ : قرمز ، صورتی روشن 
عدد خوش یمن : ۹ 
گل محبوب : رز سرخ 
روز مبارک : سه شنبه   
خودت دریاب چه هستی تا نگفتم چه هستی؟؟ 
عجول نباش و آتش خشمت فرو ببند. هرگز فروردین ماهی صاحب شوکت و محبوبیت حقیقی نخواهد شد.
خودت را آماده کن تا از رموز و غرایب برایت بگویم.
فعال و پیشرویی و سعی می کنی ایده آل گرا باشی ولی گاهی بی خیال می شوی چون عنصرت آتش است و زود گُر میگیری ولی سریع خاموش می شوی.
چرا به گذشته فکر نمی کنی ؟ در گذشته همان ایام ماضیه که بر تو گذشته صدها درس نهفته دارد.گاه رک و بی پروا می شوی و گاه به تجرد دل می بندی چرا ؟
چون در بهار آمدی پس حساسیت و مریضی را پذیرا باش. میوه سیب دوست داری و این نشان توست. شوکت میابی ولی مطلوب نیست پس انتظار محبوبیت نداشته باش عزیز دردانه پدر و مادر هستی . میل به فرزند زیاد داری ولی خوش نیست این بدان ، یُمن خوبی نداری عصبی مزاج. البته حسن خوبت در خانواده دوستی هست.
فلز وجودت آهن است پس از سرد و گرم روزگار نترس چون آهن هرچه گداخته شود و سرد شود چون پولاد محکم شود. ستاره شرور و جنگ یعنی مریخ بر تو اثری بد میگذارد پس مواظب باش. تنها در دلت بگو من هستم و لا غیر. 
رنگ زرد خوش باشد بر فرودین ماهی پس این را همیشه بدان. هرگز دروغ مگو و خودت باش و از تفریحات زودگذر حذر کن هرچند سرشست بر اینهاست. چرا ظاهرت را قوی نشان میدهی ولی باطنت ضعیف است؟  پر توقع هم که هستی ولی صفات نیک هم زیاد داری. در یک کلام خودت باش.
خودت بخوان حدیث مفصل از مجمل.
اگر خواستی تا بیشتر بگویمت.
در نهایت حرف آذرماهی گوش کن و بگذار ارباب تو باشد.





اولماز

نویسنده : اشکان ارشادی 
واقعا که نمی دانم چه بگویم ، فقط به این نتیجه رسیدم که از تعارف کم کنم و بر مبلغ اندازم. 
در کرمانشاه هیچ منبع که منظورم کتاب باشد در باب زبان ترکمنی و ترکی نیافتم. عجیب آنکه همین استان کرمانشاه شهرستانی ترک دارد یعنی حداقل برای آنان نباید کتابی فراهم آورد؟ خود سنقر شاید کتابی پیدا شود ولی عزیزان کرمانشاه تا سنقر ؟ کی برود این همه راه را! البته می دانم که به حتم خواهید گفت: هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد.
ولی قصد کرده ام که کتابی فراهم آورم کامل ، کتابی که تمام نیازهای ما را جواب دهد ولی آیا کتابخانه های کرمانشاه تحمل پذیرش آن را دارند؟ مطمئنا نه.
چون قصد دارند ترکی از همدان و سنقر و کرمانشاه رخت بربندد. حال ما هیچوقت کرمانشاه را غیر کرد یا ایران نخوانده ایم و حتی خوب بلدیم بفهمیم. ولی این رسم آن نیست که ترک در کرمانشاه جدای زبان ترکی بماند. مهاجر هم نبودیم من یکی تا می دانم کرمانشاهی بوده‌ام.
چرا در کتابخانه های کرمانشاه کتابی ترکی وجود ندارد؟ 
من که از پا ننشسته ام و می نویسم ، این وبلاگ تازه ابتدای راه است و باید با شعر و نثر اثری مکتوب ارائه داد.
من نیز موافقم که دیگر تنها شعر جوابگوی زبان مادری نیست بخصوص آنکه شعر اغلب ساختمانی فرو ریخته پیدا می کند پس باید نثر نوشت. ولی نثر نویسی هم آداب خود دارد ، که اغلب به آن آشنا نیستند. پس سنگینی دو چندان می شود و دیگر معلوم نیست که چه باید کرد؟ 
بچه‌های آذربایجان باید فعال باشند که نیستند و حفظ زبان مادری در کنار زبان رسمی را شوخی گرفته‌اند. ایشان فقط تعصب بی خود از خود نشان داده و به دیده تمسخر رفتار می‌کنند.
بارها از ایشان پرسش کرده ام و کمتر کسی جواب داده است. مستلزم همکاری است برادر و خواهر گرامی، ولی اگر نمی خواهی دیگر هیچ.
برخی از کلمات ترکی مختص شماست پس در معنای آن کوتاهی نکنید.
من ترکی بلدی ، خودم می نویسم ولی داری ضرر میکنی برادر آذربایجانی.
متأسفانه جدید ایامی است که می بینم چه فارسی و چه ترکی را به زبان روزمره می نویسند و جالب آنکه مرا که به اصول نوشتار پایبندم را کسل کننده و غریب می خوانند. 
باشد ، شر نرسانید کمک پیشکش. 
تکلم تنها بخشی از یک زبان است و گاه در صورت نیاموختن اصول و دستور کلهم غلط است. حال این کار مرا سخت تر می کند چون باید برای آن توصیف وزن و حرکت نیز داشته باشم. بهتر آنست که حتی هجا را نیز بدانیم و اوزان تا یک زبان به خوبی ثبت شود. کاری سخت است و باید کمتر به وب نویسی بیایم و تمرکزم بر آن بگذارم ولی حیف از جیب خالی و دست خالی ، ولی باز هم علیرغم آنکه در سرفصل نوشته ام اولماز ولی نه ، می‌شود ولی زمان می طلبد؛ حوصله می طلبد و.....
حادثه تلخی در ترکمن صحرا بوقوع پیوسته ، سیل و نابودی همانند زلزله کرمانشاه.



در عکس چه می بینیم؟ تا معادلش بگوییم.

نویسنده و محقق : اشکان ارشادی 
در عکس زیر هرچه دیدیم به ترکی برای شما بگویم :


اول شیر : آصلان ، به عربی اسد 
دوم شمشیر : به ترکی قِلیچ یا کلیج و به عربی سِیف 
سوم برگ سبز گیاه : که برگ می‌شود یارپاق و سبز یاشیل. یاشیل یارپاقی یعنی برگ سبز 
چهارم پرچم : ترکی آن می‌شود بایراق به عربی عَلَم 
پنجم ماه درون پرچم دیده می‌شود : به ترکی می شود : آی به ترکی و قمر به عربی 
ششم ستاره : اولدوز به ترکی و نجم به عربی 
هفتم لباس پالتویی : به ترکی پالتار 
هشتم نظامی : قورچی به ترکی و در جمع قشون چی 
نهم تفنگ : همان تفنگ ولی بَندوق هم گویند که مطمئن هستم از کلمات فراموش شده‌است.
دهم چکمه : که چکمه خودش ترکی هست.
یازدهم کلاه : به ترکی چه بورک چه بورج 

تاریخ و داستان سرایی

نویسنده و محقق : اشکان ارشادی 
از قدیم و ندیم گفته‌اند : که دروغ هرچه بزرگتر ، باورش ساده‌تر.
ولی مسأله ای نیز موجود است و آن اینست که مردم منطقه به چاخان شنیدن بیشتر تمایل دارند تا حقیقت و این در تمام اقوام موج می‌زند. 
مردم عادت کرده‌اند که خوشایند خود بشنوند یا آنکه با خواندن تراژدی گهی هم سوگواری کنند ولی اگر عمق تاریخ را بخوانید مسأله چیز دیگری است و به قول معروف : داستان روی داستان است. خوب حالا حقیقت کجاست ؟
جواب این سوال را هرکس باید خودش بیابد و مطمئن باشید که خودتان در خواهید یافت. هرچند که مشورت و همفکری هم شایان توجه است.
ما انسانها به قول فردوسی خرد داریم و یا آنکه :
وجدان داریم ، منطق داریم ، قوه تشخیص داریم و دل داریم که به همین راحتی نباید هر چرت و پرتی را بپذیریم.
به قول حافظ : چند و چون.
پس چند و چون را حتی اگر سردرد آورد باید خودتان دریابید. 
عنصر جعل و تحریف آنقدر بوده که حتی به احادیث هم رسوخ کرده و امروزه بسیار کوشیده می‌شود تا حدیث حقیقی را از حدیث جعلی جدا سازند.
فکر می‌کنید که آنکه حرف در دهان پیامبر می گذارد ، در تاریخ صادق بوده؟ مسلما نه.
ما منکر کشتارخانه عثمانی نیستیم ولی در جاهای مختلف می خوانیم که : عثمانی ها آمدند و منطقه را تصفیه نژادی کردند. 
یک سوال ؟ 
همین غرب ایران یعنی کرمانشاه و همدان و اغلب اوقات تا قزوین در ید قدرت عثمانی بوده‌است. پس چرا کردها و لک ها و لرها و شیعه آذربایجانی در منطقه حضور دارند؟ 
بگیر و ببند و کشتار همیشه بوده ولی ترکان عثمانی چرا این مناطق را که هیچ ، چرا منطقه خودش پر از اقوام متفاوت است؟ 
من وقتی تاریخ را می خوانم گاهی شک می کنم چون یک ماجرا را برای چند نفر تعریف کرده‌اند.،عجبا ، عجبا 
دوره قرن ۲۰ را در نظر نگیرید چون همه کشورها سعی داشتند تا خود را با یک زبان و نژاد نشان دهند پس از هیچ چیز فروگذار نبودند. 

به عقیده شما چرا روم یا همان ترکیه عثمانی همانند ترکان قزلباش که از روم آمده بودند از نقش شیر استفاده می کردند؟ جواب را خودم داده‌ام اگر توجه کرده باشید.










جالبه که بدانید به عقاب نیز علاقه فراوان داشتند.

نمیدانم.

نویسنده : اشکان ارشادی 
«آز دانیش ، ناز دانیش»، کامل درست است ولی برای نفهم باید پیوسته بگویی وگرنه نداند. به قول شاعر